کنگان؛ شهری که وجه تسمیه خودش را دفن می کند.
✍️محمد بازدار
کنگان – خورهای منحصربهفرد کنگان، این شریانهای آبی که روزگاری نام این شهر را بر خود ثبت کرده بودند، امروز نهتنها محل گذر امواج، که مقصد نخالهها و کامیونهای حمل خاک شدهاند. مالکان خصوصی در اقدامی عجیب، در حال پر کردن یک خور در زمینی ۴۳ هکتاری هستند؛ گویی قرار است این میراث طبیعی هزاران ساله، به ملکی شخصی تبدیل شود. این تراژدی در حالی رخ میدهد که کشورهای همسایه با سرمایهگذاری روی کوچکترین خورهای خود، به قطبهای میلیارددلاری گردشگری تبدیل شدهاند.
اگر پسوند «ـاو» (aw) در گویش محلی همان آب، ماده حیات بخش بدانیم، معمای نامگذاری شهرها و روستاهای اطراف حل میشود: عسلو (آب شیرین)، تهلو (آب تلخ)، تیو (نزدیک آب)، دهنو (در دهانه آب) و…
کنگو یا در گویش محلی «کنگون» نیز به شهری اشاره دارد که شاخههای آب («کنگ»ها) یا همان خورها در خاکش جریان دارند. بر اساس اسناد تاریخی و پژوهشهای میدانی، وجه تسمیه شهرستان کنگان به «خور» بازمیگردد. «کنگ» در گویش بومی به هر شاخه آبی که وارد ساحل شده و خوری را تشکیل میدهد، گفته میشود. بنابراین، نام «کنگان» خود گواهی است بر وجود شبکهای وسیع از این پدیدههای طبیعی در منطقه. این خورها نهتنها یک ویژگی جغرافیایی، که هویت تاریخی، اقتصادی و فرهنگی مردم این خطه هستند. قدیمیهای شهر هر خور را به نام بزرگانشان نامگذاری کرده بودند: خور عبدالسلام، خور چوری، خور غلومی و…
امروز اما این هویت در معرض نابودی است. تنها دهانهای کوچک از برخی خورها باقی مانده که آنها نیز آسفالت شده یا پلی کوچک بر روی آنها زده شده است. منابع محلی و فعالان محیط زیست گزارش میدهند که یک زمین ۴۳ هکتاری با یک خور ارزشمند، در سکوت نهادهای نظارتی در حال پر شدن توسط مالکان خصوصی است. این در حالی است که خورها بر اساس قانون، جزو ثروتهای عمومی هستند و هرگونه تصرف یا تخریب در آنها ممنوع است.
این فاجعه زمانی دردناکتر میشود که نگاهی به کشورهای همسایه در حاشیه خلیج فارس بیندازیم. امارات متحده عربی با شناسایی و بهرهبرداری از پتانسیل خور دبی، آن را به نمادی جهانی از گردشگری و تجارت تبدیل کرده است. خور دبی امروز میزبان برجهای معروف، مراکز خرید مجلل، جاذبههای توریستی پررونق و اسکلههای تفریحی مدرن است که سالانه میلیونها گردشگر را جذب میکند و درآمدهای کلانی ایجاد مینماید. قطر و بحرین نیز با همین رویکرد، از کوچکترین خورهای خود برای توسعه پایدار و ایجاد اشتغال استفاده کردهاند.
اما نجات خورهای کنگان نه تنها یک ضرورت زیست محیطی، که یک فرصت اقتصادی بینظیر برای استان بوشهر است. بر اساس مطالعات پژوهشکده علوم دریایی، توسعه اکوتوریسم در مناطق ساحلی میتواند تا ۴۰ درصد بیشتر از فعالیتهای صنعتی متعارف اشتغالزایی پایدار ایجاد کند. مدل اقتصادی دریاپایه برای کنگان نه به معنای بنای سازه های جدید، بلکه به معنای سرمایهگذاری روی طبیعت بکر آن است. راهحل، تبدیل این خورها به پارکهای آبی طبیعی و مسیرهای قایقرانی اکوتوریستی است که میتوانند به کانونی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی و ایجاد درآمد برای جامعه محلی تبدیل شوند. احیای صنایع دستی وابسته به دریا مانند لنجسازی و ماهیگیری سنتی در کنار این اکوتوریسم، میتواند چرخه اقتصادی کاملی را ایجاد کند که هم محیطزیست را حفظ میکند و هم رونق را به سواحل کنگان بازمیگرداند.
خور خان با تمام سادگی و توان مردم محلی در همین استان بوشهر یک الگو از تبدیل خور به منطقه اقتصادی است. مسیرهای قایقرانی و توقفگاههای ساحلی منجر به رونق اقتصادی چشمگیر در روستاهای اطراف شده است. این نشان میدهد که با یک برنامه ریزی مشارکتی که در آن دولت زیرساختهای اولیه را فراهم کند و بخش خصوصی و جامعه محلی مدیریت آن را بر عهده بگیرند، میتوان خورهای کنگان را از مرگ قطعی نجات داد و به موتور محرکه اقتصاد منطقه تبدیل کرد. این همان تحقق عینی و ملموس اقتصاد دریاپایه است.
این وضعیت پرسشهای بیپاسخ بسیاری را ایجاد میکند:
· چرا محیط زیست استان بوشهر و اداره کل بنادر و دریانوردی به عنوان متولیان حفاظت از سواحل، اجازه چنین تخریبی را میدهند؟
· چرا دستگاه قضایی استان بصورت قاطع وارد عمل نمیشود؟
· چرا به جای نابودی این موهبتهای خدادادی، برنامهای برای بهرهبرداری گردشگری از آنها تدوین نمیشود؟
کارشناسان و فعالان محیط زیست هشدار میدهند که پر کردن خورها به معنای نابودی یک اکوسیستم دریایی است. این اقدام باعث از بین رفتن زیستگاه ماهیها و آبزیان، کاهش کیفیت آب، اختلال در چرخه طبیعی جریانهای آبی و افزایش احتمال وقوع سیلاب در مناطق ساحلی میشود. نابودی خورها ضربهای مهلک به صنعت ماهیگیری محلی و پتانسیل گردشگری منطقه وارد خواهد کرد.
نابودی خورهای کنگان تنها یک فاجعه محلی نیست؛ این یک بیتوجهی بزرگ به میراث طبیعی خلیج فارس و نسلهای آینده ایران است. زمان برای نجات این شاخههای آبی رو به اتمام است. جامعه مدنی، فعالان محیط زیست و رسانهها باید بیش از پیش به این مسئله بپردازند.
نجات خورهای کنگان، در عمل به معنای سرمایهگذاری روی بزرگترین دارایی این منطقه، یعنی طبیعت خدادادی و موقعیت استثنایی ساحلی آن است. این امر نیازمند عزمی ملی و تغییر نگرش از رویکرد تخریب و ساختوسازهای کوتاهمدت، به سوی دیدگاهی بلندمدت و پایدار است که در آن توسعه اقتصادی و حفظ محیطزیست دو روی یک سکه هستند.
«خورهای کنگان را نجات دهید؛ پیش از آنکه برای همیشه در زیر خاک مدفون شوند.»
محمد بازدار ـ خبرنگار امجد جنوب
منابع:
کتاب «همزاد با دریا»، «نگین خلیج فارس»، اخبار محلی، مطالعات پژوهشکده علوم دریایی

